محمدحسين ناصر الشريعه
272
تاريخ قم ( فارسى )
[ رنجنامهء مؤلف ] مؤلف گويد : اگر حنين بن سهل امروز زنده بود چه مىگفت كه رواج بازارمان خيانت و كمفروشى و دروغ و تقلب است ؟ و رواج اداراتمان دفع الوقت و مماطله و رشوه و تملق ؟ به طورى كه براى يك كار جزئى بايد سالها در دادگسترى دويد و پولها خرج كرد و خسارتها ديد . يا براى ثبت ملك موروث و متصرفى خود با نداشتن اعتراض سالها در ادارهء ثبت دوندگى نمود و پولها داد تا سند مالكيت خود را گرفت ( همان كارهائى كه سابق در هر شهر چند تن از علماء به سرعت و مجانا انجام مىدادند ) . طورى رشتهء ديانت و حيا را گسستهاند كه منكرات را در ملاء عام مرتكب مىشوند ، اطفال و جوانان كه مرآت اخلاق اولياء خود هستند در كوچه و بازار به كلماتى سخن مىگويند كه از شنيدن آن مو بر اندام هر انسان باوجدانى راست مىشود . شوخى و مزاحشان فحش دادن به يكديگر و استعمال الفاظ قبيحه است ، بچهء هفت ساله با پيرمرد هفتاد ساله در مىافتد ، و باك ندارد . شستن كثافاتشان در مساجد و مدارس است ، و تكان دادن فرشها در خيابان و معابر . در معابر انواع وحشىگرى و لشبازى ديده مىشود و اين نيست مگر به واسطه ترك امر به معروف و نهى از منكر ، حال آن كه خدا فرموده است : كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ - وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ . « 1 » همه مىگويند به من چه ؟ به تو چه ؟ در چنين زمان است كه به فرمودهء مشار اليه اصلاح جامعه جز به شمشير ميسر نيست . « 2 » اللهم انا نشكو اليك فقد نبينا و غيبة ولينا و كثرة عدونا و قلة عددنا و تظاهر الزمان علينا - اللهم انا نرغب اليك فى دولة كريمة تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله . اديب اوحد الدين حيدر بن محمد جاسبى در فهرست شيخ منتجب الدين است كه وى فاضل و صالح بوده است .
--> ( 1 ) - [ آيهء 104 ، سورهء آل عمران ، يعنى : شما كه بهترين مردم هستيد ، بايد بيرون رويد براى امر به معروف و نهى از منكر ، و بايد جمعى از شما مقيد باشيد كه مردم را دعوت به خير به خوبىها كنيد ، و از بديها باز داريد ] ( 2 ) - [ نويسنده هم مىگويد : جانا سخن از زبان ما مىگويى ! ]